صد تازیانه میرسد از هر طرف چرا؟
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 19:18
بر دل زِ بیمِ عقل نه بند است بعد از این واعظ چه جایِ وعده و پند است بعد از این؟ سور و سرور و عیش و خوشی، روز روزِ ماست «غم» خود در این میانه نژند است بعد از این ناگاه رویِ دیگرِ سکه شد آشکار از هر طرف روانه کمند است بعد از این صد تازیانه میرسد از هر طرف چرا؟ بیرحمِ خشمگین گلهمند است بعد از این کی...
تضمین بیتی از عطار
-
تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 14:56
تضمین بیتی از عطارجهان چون بختِ من تاریک بی توتنم چون مویِ تو باریک بی توسروشِ مرگ شد نزدیک بی تو«هزاران درد دارم ليک بی تو»«ندارد دردِ من درمان کجايی؟»Adblock test (Why?)
جامهیِ مردان نپوش
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:01
پیرِ خردمند چه خوش گفت دوشپند زِ پاکانِ هنرور نیوشیا به رهت یکدل و مردانه رویا به تنت جامهیِ مردان نپوشبا متکبر به تکبر بنازبا متواضع به تواضع بکوشدید خطایِ تو و پوشید دوستهیچ ندیدی عجب است این خروش
زبان عشق
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:01
خرد کجا رسد اینجا زِ رویِ کبر و جسارتچه عمقِ جهل و چه اوجِ خرد، یکیست اسارتاگر غریق به جهلی، تو و حریقِ رذالتوگر قریب به علمی، تو و فریبِ عبارتزبانِ علم عبارت، زبانِ عرف اشارتزبانِ عشق ورایِ عبارت اس
صد تازیانه میرسد از هر طرف چرا؟
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:01
بر دل زِ بیمِ عقل نه بند است بعد از اینواعظ چه جایِ وعده و پند است بعد از این؟سور و سرور و عیش و خوشی، روز روزِ ماست«غم» خود در این میانه نژند است بعد از اینناگاه رویِ دیگرِ سکه شد آشکاراز هر طرف روان
آوازهیِ ما زِ بیتباریست
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
این جان که به جویِ عمر جاریستپیوسته قرینِ بیقراریستحالاتِ بشر پر از تَغَیُراوضاعِ زمانه انزجاریستجز عشق و محبت و نکوییباقی همه از سیاهکاریستآوازهیِ هرکس از تبار استآوازهیِ ما زِ بیتباریستاز
دربهدر من، دربهدر تو، دربهدر...
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
عیدِ دیگر آمد و باری دگر ما دربهدرمفلس و درویش و مسکین نیز دارا دربهدرخودروِ ملی بهایش تا ثریا سر کشیدمن کجا رفتن کجا تا آن ثریا دربهدرپسته و آجیل و مرغ و گوشت هم افسانه شددر پیِ کاهیم و یونجه یا چ
دفتر شده آغشته به خونِ دلم امروز
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
ای دوست چه جویی زِ جنونِ دلم امروز؟چون اسبِ اَمَل رفته فرو در گِلم امروزبسیار از این رشته به آن رشته پریدمجز هیچ نماندهست ولی حاصلم امروزدر تجربه و دانش و کردار صد افسوسناپخته و ناکامل و ناقابلم امرو
اشاره کرد
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
تا یک نظر به مهر به حالم نظاره کردصدها هزار مسئله را زود چاره کردیک دم نبود لذت و عمری چنان گذشتعمری به لذت است چو یک دم اشاره کرداوراق را سیاه نمودم چو نامهاماوراق و نامه را زِ کرم پارهپاره کرددر گ
توانِ کمِ من
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
غم نوحهگریست در عزایِ غمِ منعالم متحیریست در عالمِ منافلاک به خواریِ زمین میگریدچون همتِ بالا و توانِ کمِ منمحمد امین خسروی دهدزی (کیهان) - 1398.01.18
من که به هر سازِ تو رقصیدهام
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
در رهِ کج پام چرا دادهای؟در چَهِ لج جام چرا دادهای؟شادیِ آن وصل گرفتی که هیچاین همه غمهام چرا دادهای؟جز زِ تو از هرچه که در عالم استوحشت و پروام چرا دادهای؟طاقت و نیرو که ندادی مراهمتِ بالام چرا
بجز کسری از دقایق نیست
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
کسی که وقتِ هجومِ غمِ تو عایق نیستاگرچه عاشقِ اویی، به عشق لایق نیستبه ظاهر آدمیای کو از عشق بوی نبردیقین بدان که از او پستتر خلایق نیستبه بوستان گذری کردم و نه جز خار استدگر اثر زِ گلِ نرگس و شقایق
من ایران زمینم
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
من ایران زمینم که آماجِ کینمولی استوار و متین و وزینمچو دنیاست ویرانه خود گنجِ آنمچو دنیاست انگشتر آن را نگینممنم شورِ آرش، منم شهرِ کورشدیار و سرایِ سرانِ گزینماگر صلح... سبزم، چو صبحِ سپیدماگر جنگ..
نیک نگر
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
از پردهیِ وهم درگذر، نیک نگرپالوده و بیغرض نگر، نیک نگردریایِ دل است همچو آیینهیِ صافصد جلوه کند به صد نظر، نیک نگرمحمد امین خسروی دهدزی (کیهان) - 1398.02.06
تضمین غزل زیبای عطار «زِ عشقت سوختم ای جان کجايی؟»
-
تاریخ: 1398/3/30 ساعت: 4:30
تضمین غزل زیبای عطار جهان چون بختِ من تاریک بی توتنم چون مویِ تو باریک بی توسروشِ مرگ شد نزدیک بی تو«هزاران درد دارم ليک بی تو»«ندارد دردِ من درمان کجايی؟» برای دیدن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید.
عمرِ ما شد به قماری بر باد
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 0:37
شود آیا دلِ ما باز دهی؟ سوزِ جان را نفسی ساز دهی؟ عمرِ و ما شد به قماری و بر باد یا رب آن را به چه اعجاز دهی؟ نه همانم که زِ خویشم راندی؟ کِی به برگشتنم آواز دهی؟ ساختم دورِ تنِ خود زندان منتظر تا پرِ پرو
جهان جهان زِ وجودِ محبت و عشق است
-
تاریخ: 1397/10/2 ساعت: 0:37
مرا ترانهیِ نامت زِ هر دو عالم بس خیالِ خامِ خوشِ تو در این دمادم بس اگرچه نیستی و نیستم خوش و خندان همین که بینمت از دور شاد و خُرَّم بس دلا چو دلبرِ دلدار نیست همدم و یار گهی شکیب و گهی شِکوِه یار
وفاداری نمیبینم
-
تاریخ: 1396/12/28 ساعت: 21:45
زبانچربان فراوان و دگر یاری نمیبینمهواداران نمایان و وفاداری نمیبینمندانم عیبِ این چشم است یا عیبِ جهانی چوندر این بستانِ رنگارنگ جز خاری نمیبینماز آنانی که دم از نیکخویی میزنند و دینبه جز ظلم و ریا و مردمآزاری نمیبینماگر بخت است سخت و سهل و دشواری و آسانیچرا از بخت خود غیر از نگونساری نمی بینم؟همه ...
استادِ دورویی و ریاییم همه
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 11:00
هرچند که مشغولِ خداییم همه غافل زِ خدا و کبریاییم همه هر لحظه به رنگِ دیگر آییم همه استادِ دورویی و ریاییم همه محمد امین خسروی دهدزی (کیهان) - 1396.07.01
غافل ز زیانِ رستخیزیم همه
-
تاریخ: 1396/9/20 ساعت: 11:00
هرچند که از زیان گریزیم همه غافل زِ زیانِ رستخیزیم همه در راهِ درست اگرچه کُندیم ولی در راهِ خطا چه تند و تیزیم همه محمد امین خسروی دهدزی (کیهان) - 1396.07.01